
مردِ مُقِلْحال را به وقتِ گفتار، اگر خود دُرّ چکاند، بسیارگوی شِمُرند و فضایل و رذایلِ او را مُنْکَر دانند و اگر وقتی مروّتی به کار دارد، بادْدستش خوانند و اگر امتناعی نماید، بخیل و اگر مراعاتی نماید، سپاس ندارند و اگر مُواساتی ورزد، مقبول نیفتد. اگر حلیم بود، به بددلی منسوب شود و اگر تَجاسُر کند، به دیوانگی موسوم گردد و باز مردِ توانگر را چون اندک هنری بود، آن را بزرگ دارند و اگر اندک دَهِشی ازو بینند، شکر و ثنای بسیار گویند و اگر بخیل باشد، کدخداسَر و دانا گویند و اگر سخنی نه بر وَجه گوید، به صد تأویل و تعلیل آن را نیکو و شایسته گردانند.برای دانلود نسخه شنیداری متن فوق با صدای اینجانب، لینک زیر را لمس کنیددانلود مرزبان نامه 1پی نوشت: چند خط از باب هفتم مرزباننامه رو براتون خوندم تا بدانید ...
ادامه مطلب
یه روز یه بنده خدایی میره پیش ویل دورانت و بهش میگه: «میخوام خودکشی کنم. یه دلیل بیار که من خودمو نکشم». ویل دورانت آچمز میشه. به اون بنده خدا میگه: «چند روز خودتو نکش من برم از رفقام بپرسم که چرا تا حالا خودشون رو نکشتند. بعد میام بهت میگم». باری... ویل به صد نفر از بزرگان همعصر خودش نامه می نویسه و ازشون می پرسه که «معنی زندگی» چیه؟ بعدش هم همه پاسخ ها رو جمع آوری میکنه و ازش یه کتاب درمیاره به اسم «درباره معنی زندگی». طفلک ویل، خون دل و دود چراغ فراوانی خورد برای نوشتن این کتاب! دیروز که مشغول مطالعه این کتاب بودم، چند تا جمله به درد بخور پیدا کردم. البته جملات رو کمی سادهسازی کردم. گفتم با یاران خنیاگر در میون بذارم، بلکه شما هم به فیض اکمل برسید.آنکه بر «دانش» خود میافزاید، بر «اندوه» خ...
ادامه مطلب
«ادوارد برنایز» رو همه دنیا میشناسند به جز هشتادوهفت میلیون ایرانی که به هیچ قیمتی حاضر نیستند سر مبارکشون رو از ماتحت سلبریتیهای بیمایه بیرون بکشند تا در هوای تفکر، نفسی تازه کنند.باری... ادوارد برنایز که در 103 سالگی جوونمرگ شد، نوه دختری زیگموند فروید و ملقب به «مرد نامرئی افکار عمومی» بود. ایشون تکنیکهای مدرنی برای مهندسی افکار مردم ابداع کرد تا صاحبان سرمایه و قدرت، امت همیشه در صحنه رو بلانسبت مثل گله گوسفند به هر طرف که خاطرخواه اوست، هدایت کنند. شاید تصور میکنید فقط در حکومتهای دیکتاتوری، مردم از نبود آزادی رنج میبرند و مردم کشورهای دموکراتیک، مست از شراب آزادی، گلاب به روتون، هر غلطی دلشون میخواد میکنند. باید عرض کنم که زهی خیال باطل. در جوامع دموکراتیک، طبقهای وجود داره که میتونه ه...
ادامه مطلب
به کوری چشم همکاران محترم در اداره کوفتی، از بیست و ششم اسفند پارسال تا یازدهم فروردین امسال، در ویلای شخصیم در نوشهر، به امر مقدس خوردن و خوابیدن مشغول بودم. دوری از پایتخت و متعاقباً دوری از انواع نجاسات و کثافات، فرصتی برای خاموشی و فراموشی مهیا کرد. گیتار و شعر و ترانه، همدم همیشگی شبهای ساکت من بودند. البته سیخ و منقل و زغال خوب و رفیق بد هم لابلای ترانه بازی ها و غزل سازی ها در پیشبرد پروژه عیاشی فقیرانه ام خودنمایی میکرد. ما نیز فی المجلس، دو رباعی در باب کباب ناب و شاهد و شهد و شراب سرودیم که تقدیم یاران خنیاگر می شود: رباعی کبابیه اول سرخ است رخم همیشه چون روی کباب اشکم ز مژه روان چنا...
ادامه مطلب
شما یادتون نمیاد... یه زمانی شاعران این مرز و بوم، از زور بیکاری و کمبود مضامین شاعرانه، به سرایش اشعاری دست می یازیدند که خیر سرشون مثلا هنر کرده باشند! مثلا شعری می گفتند که موقع خواندن آن، لب ها به یکدیگر برخورد نمیکردند و در اصطلاح آن را «واسع الشفتین» می گفتند: هیچکس در نزد خود چیزی نشدهیچ خنجر آهن تیزی نشدهیچ قنادی نشد استاد کارتا که شاگرد شکر ریزی نشد یا مثلا شعری میگفتند که یک حرف آن نقطه دار و حرف دیگر آن بی نقطه باشد و به آن «رقطاء» می گفتند: غمزه شوخ آن صنمخسته به هزل جان من از شما چه پنهون، این گونه چیزکلک بازی های شاعرانه گاهی گریبان طبع ما رو هم میگیره. در ایام بیکاری و بی یاری ...
ادامه مطلب
ملودی های پرویز اتابکی رو نمیشه دوست نداشت. ملودی هایی که در عین سادگی بسیار دلنشین و گوشنواز هستند. پرویز برای چندین خواننده آهنگسازی کرده؛ آهنگ «یقین» با صدای مرتضی، آهنگهای «بیزار» و «وقتی نیستی» و «انگشتر هزار نگین» با صدای گوگوش و .... اما فکر میکنم سهم «شمسی اشتری» از بقیه بیشتر بوده؛ «عروسک شکسته»، «دوست دارم»، «بارون»، «اسکله»، «وسوسه»، «نفرین»، «دوپرنده»، «دریاچه نور»، «بوسه» و «حباب» از جمله آهنگهای پرویز اتابکی است که با صدای شمسی خانوم منتشر شده. حدود دو هفته بود که آهنگ «حباب» روی مغزم پاتیناژ میرفت. هی میگفت: منو بخون... منو بخون...خوندنش این آهنگ خیلی هم ساده نیست. باید از وسعت ...
ادامه مطلب
تعریف فیلم ماهی و گربه رو زیاد شنیده بودم. همه حرف از یک «اتفاق» در سینمای ایران می زدند و من هر روز عطشم برای دیدن فیلم بیشتر می شد. از اونجایی که با سینما قهر کردم، منتظر شدم تا نسخه دی وی دی فیلم منتشر بشه. بالاخره این اتفاق افتاد و آن «اتفاق» نیفتاد. این چند خطی که در ادامه خواهید خواند (عمرا اگه بخوانید) درباره فیلم ماهی و گربه به ذهن مبارکمان رسید. باشد که رستگار شوید. فیلم «ماهی و گربه»، ساخته شهرام مکری، فیلمی به شدت ساختارگرا است و در واقع، شکل گسترش یافته ای از فیلم دیگرش را به نام «محدوده دایره» به ذهن متبادر میکند. فیلم محدوده دایره نیز رونوشتی مخدوش از فیلم «فیل» ساخته گاس ون سنت است. افسوس که ساخت چنین فیلمی برای شهرام مکری، زود هنگام بود. کارگردان فاقد تجربه و پختگی لازم برای ...
ادامه مطلب
هر بار که یه هنرمند به اصطلاح خاص ایرانی سقط میشه، ناگهان یک شبه نمودار آمار روشنفکرهای مملکت ما به طور موشکی اوج میگیره. واقعا اگه این مرز پر گه ... ببخشید پر گهر... انقدر روشنفکر داره پس چرا فلاکت از سر و کول میهن عزیزمون بالا میره؟ کیارستمی هیچوقت کارگردان محبوب من نبود. تا زمانی که زنده بود کمتر کسی اسمی ازش میاورد. بعد از طعم گیلاس تقریبا فراموش شده بود. حتی بازتاب خبر بیماریش هم خیلی در فضای مجازی و حقیقی خریدار نداشت. برای نسل سوم و چهارم ایران گمنام بود. سالها بود که کمتر توی ایران پیداش می شد. دیگه نمیشد بهش گفت کارگردان ایرانی. برای خودش بود. مستق...
ادامه مطلب