ترامادول، کاری متفاوت از شاهین نجفی و به نوعی بازگشت وی به عرصه موسیقی راک و رهایی از رپ خونی های چند سال اخیرش به شمار میره. شاید بعد از همکاری با محسن نامجو در آهنگ «پریود»، تحت تاثیر بینش موسیقایی نامجو، تصمیم به ضبط آلبومی در همان سبک وسیاق گرفته تا خودشو از یک رپر درجه چندم به سطحی بالاتر ارتقا بده. این تاثیر پذیری در ترک هفتم به اوج خودش میرسه. موسیقی آلبوم ترامادول با اینکه در سبک راک پراگرسیو قرار میگیره اما هیچ سنخیتی با صدای شاهین نجفی نداره. به نظر میرسه از موسیقی تنها به عنوان بستری برای به گوش رساندن کلام و پیام خالق اثر استفاده شده. بعد از شنیدن آلبوم، چند خطی درباره هر یک از ترک هاش نوشتم که شاید خوندنش برای علاقه مندان جالب باشه.
اینگونه...
این قطعه که به عنوان سرآلبوم در نظر گرفته شده یکی از قویترین و هوشمندانه ترین آهنگهای این آلبوم به شمار میره که شنونده رو آماده شنیدن اثر متفاوتی از شاهین نجفی می کنه. شاید به نوعی بتوان گفت که چکیده بینش خالق اثر و کلیت آلبوم حاضر رو می توان در همین ترک یافت. اورتور این آهنگ که با آرپژ گیتارالکترونیک شروع میشه و وکال شاهین نجفی، به شدت آهنگ nothing else matter متالیکا رو تداعی می کنه. ضمن اینکه گویی نیم نگاهی هم به اجرای یاران چه غریبانه کویتی پور هم داشته. ملودی به سادگی و نرمی هر چه تمام حرکت می کنه. آرپژهای ساده گیتار، وکال رو که از موتیفهای ساده و جذابی تشکیل شده همراهی می کنه تا هوش و حواس شنونده، معطوف کلام خواننده بشه، نه اینکه در هیاهوی تنظیم پیچیده و سازبندی شلوغ گم بشه. چراکه بار محتوایی و معنایی همه آثار شاهین رو کلام به دوش می کشه تا موسیقی. استرینگ هم خیلی ملایم در پس زمینه آهنگ، بدون جلب توجه، حرکت می کنه. در قسمت اوج آهنگ، گیتار الکترونیک با افکت دیستورت شده، فضایی رنج آور و فاجعه آمیز رو بوجود میاره که هماهنگی کامل و متناسبی با کلام داره. و سرانجام قطعه بدون تشریفات به پایان میرسه.
عاصی
این قطعه با صدای ری ورس شده و نجواهای مبهم و درهم آغاز میشه. البته اگه بتوانید اول قطعه را دوباره ری ورس کنید متوجه می شید که شاهین می گه:«تاریخ را چشمان من میسازد. من برده آزادی ام». شاید این کار نوعی حرکت تمسخرآمیز با کسانی است که معتقدند با معکوس کردن برخی ترانه ها، می توان مفاهیم شیطانی درون آنها را پیداکرد. باری... این قطعه بیش از آنکه رنگ و صبغه آثار شاهین نجفی داشته باشد، بیشتر حال و هوای آثار محسن نامجو رو برای شنونده تداعی می کنه. بخصوص اون قسمت از آهنگ که کر کلمه «نه» رو پشت سر هم تکرار می کنند، بسیار شبیه آهنگ «شمس» محسن نامجو میشه. البته گاهی نحوه خوانندگی شاهین به حبیب محبیان نزدیک میشه. مخصوصا اونجایی که میگه «به بوسه هایی که بوی زخم میدادند/ به زخمهای چرک کرده ای که در یادند». ولی دوباره لحن خوندن تغییر می کنه. در قسمتهایی هم گام آهنگ وارد موسیقی سنتی میشه، صدای خواننده - که گویی هنوز خودش رو پیدا نکرده - وارد فاز تازه ای میشه. در کل نمی توان این ترک رو قطعه ای قابل ملاحظه ارزیابی کرد. چه از لحاظ موسیقایی و چه از لحاظ قدرت کلام.
زار میزنم
این قطعه از هیچ نظر درخور اعتنا نیست. تکرار موتیفهای منفعل و تکراری و عدم تنوع ملودیک، قطعه را کمی کسل کننده و ملال آور کرده. تنها نکته این قطعه قسمت اوج آهنگه که با آلتراسیون مناسبی، نیم نگاهی به موسیقی سنتی ایران انداخته و چند میزانی وارد گام شور شده و دوباره به گام اصلی بر میگرده.
ترامادول
شروعی کلاسیک و نرم و زیبا و آرام... ولی ناگهان همه چیز مثل آوار روی سرت خراب میشه. این قطعه که نام آلبوم هم از اون وام گرفته شده، یکی از زیباترین و تاثیرگذارترین قطعات آلبومه. انتخاب موتیفی ساده و در عین حال شنیدنی که با اجرای واریاسونهای مختلف و اجرای فاصله هشتم آن سعی کرده آن را از یکنواختی خارج کنه. خالق اثر برای سیاه تر نشان دادن فضای کلی آهنگ، کمی وارد فضای متال شده و از مولفه های موسیقایی آنها بهره جسته که باز هم به نظر من تا حدودی موفق بوده. خواننده هم سعی کرده با تغییر صدای خود، به تلخ کردن اتمسفر آهنگ دامن بزنه اما از اونجایی که جنس و رنگ صدای شاهین از قدرت و غنای کافی برای اینگونه آهنگها برخوردار نیست، نتوانسته حق مطلب را ادا کنه و قطعه ای جاودانه بسازه.
پونز
فریادی بی هیاهو. ساکت ترین و در عین حال سیاسی ترین قطعه آلبوم ترامادول با شعری از یغما گلرویی. گویی شاهین این قطعه رو صرفا برای شنیده شدن کلام یغما تنظیم کرده. در نگاه اول شیوه خوانندگی اش آدمو یاد شیوه علیرضا عصار میندازه. وکال دکلمه وار شاهین به همراه آرپژهای ساده پیانو و گاهی صدای پد و فلوتی که از دور پیانو رو همراهی می کنه، بستری مناسب برای رسیدن به هدف اولیه آهنگ فراهم کرده. استفاده از فواصل غربی و کوردهای چهار صدایی، ضمن آفرینش اثری شنیدنی و رمانتیک، ذهن شنونده رو بیشتر روی کلام متمرکز می کنه. از نگاهی دیگر، قدرت کلام به اندازه ایست که آهنگساز نیازی به پر کردن خلاهای شعر ندیده و سعی کرده به ساده ترین شکل، پیام خودشو به مخاطب منتقل کنه.
هر شب
قطعه ای شنیدنی و دلنشین که آدم رو یاد راک های دهه شصت – هفتاد میلادی و گروه بیتلز میندازه. ساختار بسیار ساده و کاملا پایبند به المان های راک، به همراه پاورکوردهای گیتار الکترونیک در پس زمینه، فضایی دوست داشتنی و نوستالژیکی آفریده. اما با توجه به فحوای شعر، تناسب چندانی میان کلام و آهنگ حس نمیشه. هر چند که ضعف صدای شاهین هم مزید بر علت شده. البته احتمالش هست که خالق اثر از این پارادوکس منظور خاصی رو دنبال میکرده. با اینهمه نقطه طلایی آهنگ، همانجایی که میگه: «بوسیدمت بوسیدمت بوسیدمت از دور»، شنیدنی ترین قسمت قطعه به شمار میره که میشه بارها و بارها شنید و از تکرارش خسته نشد.
بد
به سختی میشه این ترک رو یه آهنگ به حساب آورد. تلفیقی از دکلمه و آواز که در پس آن موزیکی اینسترومنتال به آن ضمیمه شده. شنیدن این قطعه بیش از هر چیزی تداعی کننده آثار محسن نامجوست. شاید اگر نامجو این آهنگ را اجرا می کرد تاثیرگذاری بیشتری نسبت به اجرای شاهین داشت. تنها نکته جالب این قطعه تلفظ خاص جمله: «اصلا من بد» به نحویست که واژه ای بیگانه به گوش برسد.
بیا
ملودی آرامبخش و ملایم و لالایی گونه با استفاده از خوش آواترین صداهای خواب آور که با مفاهیم غمناک شعری که به گویش گیلکی سروده شده همخوانی داره و دیگر هیچ...
برچسب: تحلیل آلبوم,تحلیل کاور البوم,نقد آلبوم,بررسی آلبوم,تحلیل کاور البوم, شاهین نجفی,
نویسنده: ماهان نیکنام