یا ایها الذین مهاجرون من الایران الی الترکیه! حتما قصه چاله و چاه یادتون هست. مهاجرت از ایران به ترکیه، دقیقا مثل مهاجرت دختر از منزل پدر به منزل شوهری ایکبیری و گردن کلفت و بیشعور و نفهمه که روزی صد بار تازه عروسش رو کتک میزنه و مجبورش میکنه شبها توی طویله کنار یه مشت گاو و الاغ بخوابه.
مسلماً به گوش و حلق و بینی مبارکتون رسیده که آنتالیا یکی از شهرهای زیبا و توریستی ترکیه است با سواحلی چشمنواز و هزار کوفت و زهر مار دیگه.... چون هر کی رفته آنتالیا، فقط از عشق و حال و عرقخوری و زنهای نیمه عریان براتون تعریف کرده. اصلا به خودش زحمت نداده پاشو از منطقه توریستی بیرون بذاره و واقعیت آنتالیا رو ببینه. خوشبختانه من این بخت رو داشتم که خارج از ویترین آنتالیا زندگی کنم و در کوچه پس کوچه های شهر قدم بزنم و به وضعیت رقتبار آنتالیا نگاهی بیندازم. آنتالیا آن چیزی نیست که یک توریست الکی خوش می بینه. سفر من، نه به قصد عشق و حال، که به نیت اقامت بود. برای همین با نگاهی خریدارانه به این شهر و کشور نگاه کردم و چیزهایی دیدم که شاید کمتر کسی بهش توجه میکنه.
اگه بخوام آنتالیا رو با ایران مقایسه کنم باید به ضرس قاطع بگم که در هیچ کجای ایران، شهری به کثیفی آنتالیا پیدا نمیشه. فقط منطقه توریستی آنتالیا قابل تماشا و قدم زدنه که فکر کنم ده درصد مساحت شهر رو تشکیل میده. نود درصد بقیه چیزی شبیه محلات پست قرچک ورامینه.
اگر هم انقدر پول دارید که میتونید در مناطق توریستی آنتالیا خونه بخرید، باید میلیاردها تومن هزینه کنید، از منطقه توریستی خارج نشوید، ماشین گرون قیمت بخرید، بنزین لیتری بیست و پنج تومن بزنید، درآمدتون بالای سی میلیون تومن باشه یا درآمدتون به لیر و دلار و یورو باشه و فقط در محوطه زندگی تون قدم بزنید. در غیر اینصورت هر کجای ایران که هستید، از جاتون تکون نخورید.
حالا اینا اصلا مهم نیست. همه جا شهرهای آش و لاش پیدا میشه. همین تهران خودمون مناطق فجیع و شنیعی داره. اگر پول داشته باشید در تهران یا شهرهای خوش آب و هوای ایران هم میتونید زندگی لاکچری و لوکسی برای خودتون فراهم کنید. اصلا فرض میکنیم شما میلیاردها تومان سرمایه دارید و درآمدتون در ماه بالای سی میلیون تومنه. با سیستم عقب مونده ترکیه چه می کنید؟
ترکیه یک کشور عقب مونده و جهان سومی است که به لحاظ تکنولوژی و خدمات رفاهی و اجتماعی، چهل سال از ایران عقب تره. ضمن اینکه هزینه انرژی بسیار بالاست و همین امر، خیلی از مسائل رفاهی رو تحت شعاع قرار میده.
مثلا به خاطر گرانی قیمت بنزین و گازوئیل، هزینه تاکسی خیلی بالاست. کوتاه ترین مسیر براتون شصت هزار تومن آب میخوره. یعنی اگه بخواید با تاکسی سر کار برید، باید تمام درآمدتون رو کرایه تاکسی بدید. من سرویسی شبیه «اوبر» یا همون اسنپ خودمون در آنتالیا ندیدم. تاکسی رو باید با تلفن خبر کنید. رانندگان برای مسیریابی از اپلیکیشن استفاده نمیکنند. برای همین اگه ترکی بلد نباشید هرگز به مقصد نخواهید رسید. برای تاکسی گرفتن هم باید دست کم ده دقیقه الی یک ربع معطل شید. تاکسی هم فقط پول نقد میگیره و امکان پرداخت آنلاین نداره.
آنتالیا مترو نداره. فقط چند خط اتوبوس و تراموای برقی داره که دیر به دیر میرسه. ممکنه نیم ساعت منتظر باشید تا اتوبوس برسه. کولر اتوبوسهاش خیلی ضعیفه و توی تابستون باید گرمای زیادی تحمل کنید. البته اگه شانس بیارید و مثل من، سوار اتوبوس خراب و بدون کولر نشید. قیمت هر بار سوار شدن اتوبوس هم معادل یازده هزار تومنه.
تابلوی راهنمای شهری خیلی کم به چشم میخوره. پیدا کردن آدرس کار ساده ای نیست. تابلویی که اسم خیابون یا کوچه روش نوشته شده خیلی کوچیک و ناپیداست. نمیدونم خودشون چه جوری راه خونه شون رو پیدا میکنند.
دستگاه خودپرداز در آنتالیا هست ولی خیلی کمه و جلوی هر دستگاه ده دوازده نفر صف کشیدند. اگر از بانکی غیر از بانک عامل بخواید پول بگیرید حدود پنج هزار تومن کارمزد کسر میشه ازتون. کارت عابربانک هم مثل کارت اتوبوسه. بدون وارد کردن رمز میتونید از دستگاه خودپرداز پول بگیرید. یعنی هر کارت بانکی که از روی زمین پیدا کردید میتونید تا قبل از مسدود کردن کارت، به راحتی حسابش رو تخلیه کنید. یا اگر دستگاه پوز لمسی داشته باشید میتونید مبلغ رو وارد کنید و از کنار کیف مردم رد کنید. به همین راحتی پول به حسابتون واریز میشه!
آنتالیا پر از زمینهای خالی و کثیف و ویرانه است. کنار سطلهای زباله، آشغال و شیرابه های زباله به چشم میخوره. برای همین همه جا پر از مگسه. زباله در پیاده رو و خیابون فراوان به چشم میخوره. تا دلتون بخواد سگهای ولگرد و گربه در شهر برای خودشون رژه میرن و هر جا بخوان پی پی می کنند.
زبالهگرد هم داره ولی ظاهرا ترک ها حق ندارند چنین کاری بکنند. بیشترشون اهل سوریه هستند.
معتاد تابلو و کارتن خواب و چرتی هم کم نیست.
غذاهاشون بسیار بی مزه و بی خاصیته. مخصوصا «چیکوفته» و «دونر» و «لاهماجون». تنها ادویه ای هم که استفاده میکنند فلفله. برنج شون هم شبیه ماسه است. فقط به درد شلهزرد میخوره. پیدا کردن مواد تشکیل دهنده غذاهای ایرانی هم ممکن نیست. چای رو هم جوشیده میخورند. مشروبات الکلی هم بر خلاف ارمنستان، خیلی گرونه. توی حیاط یا بالکن یا پشت بام خونه هم نمیتونید منقل بذارید و جوج بزنید با آبجو.
آب لوله کشی شهر بسیار سخت و سنگینه. پر از کربنات منیزیوم و کلسیم. یعنی خوراکی نیست. فقط میتونی باهاش ماتحت مبارک رو بشوری. برای آشامیدن و پخت و پز باید سی چهل هزارتومن بدی از سوپرمارکت یه دبه آب بخری و با تلمبه آب رو به قابلمه هدایت کنی. یعنی هزینه یک روز مصرف آب در آنتالیا برابر است با هزینه یک ماه مصرف آب در ایران.
لوله کشی گاز هم نداره. یعنی هر دو سه هفته، یکبار، باید کپسول گاز رو بندازی روی کولت، بدویی دنبال ماشین گاز تا بتونی یه لقمه نون بخوری. هزینه اش هم که بماند.
برق هم انقدر گرونه که مجبوری برای جلوگیری از اصابت اندام مبارک به در و دیوار، یه لامپ کم مصرف روشن کنی. لوستر هم که پیشکش.
برای اینکه دمای آب رو به دمای جیش نزدیک کنی، دو راه وجود داره: یا باید پنل خورشیدی و منبع آب جداگانه روی پشت بوم نصب کنی که حدود بیست و پنج میلیون تومن هزینه داره. یا باید آبگرمکن برقی بخری که فقط برای حموم کردن روشنش کنی. چون هزینه برقش سر به جهنم میزنه.
برای سرد کردن خونه توی تابستون مجبوری بیشتر وقتها با یاد و خاطره اسپلیت خودت رو خنک کنی. توی مغازهها هم هیچکس جرأت نمیکنه اسپلیت روشن کنه. همه یا پنکه گذاشتند یا با یه تیکه مقوا خودشون رو باد میزنن. هوای آنتالیا توی تابستون بسیار گرم و شرجیه. توی زمستون هم باید با همون اسپلیت خونه رو گرم کنی. خلاصه ماهانه حداقل هفتصد هزار تا یک میلیون تومن، پول برق باید بدی.
امیدوارم کار کسی به ادارات ترکیه نیفته که خیلی خر تو خره. سیستم اداری قدیمی و احمقانهای حاکمه که هر جنبنده ای رو به نوش جان کردن پی پی میندازه. به تنها چیزی هم که فکر نمیکنند رفاه حال ارباب رجوعه. به جان مبارک رجب طیب اردوغان، برای ارسال یک بسته پستی، سه روز توی آنتالیا سرگردون بودم.
چی بگم از خدمات پس از فرووووو... اگر گلاب به روتون، مسیر فاضلاب منزلتون گرفت، چند هفته بعد شاید یکی بیاد باهاتون همدردی کنه و بره.
اگر لوله آب توی خیابان ترکید، یک هفته طول میکشه تا شهرداری روش خاک بریزه.
ضمنا یه رفتگر ندیدم در حال جارو کردن باشه. احتمالا خیابونها رو با ماشین های مخصوص جارو میکنن ولی چون هزینه گازوئیل زیاده، فقط هر سال کریسمس، خیابونها رو جارو میکنند.
اگر قصد مهاجرت به ترکیه دارید حتما زبان ترکی رو کامل یاد بگیرید. چون کسی رو پیدا نمیکنید که انگلیسی بلد باشه. ضمنا اگر به کسی بگید که ایرانی هستم شما رو عرب فرض میکنه و برای خوشمزگی میگه: «اهلاً و سهلاً»!!
با اینکه اغلب هموطنان عزیزم، عاشق سریالهای ترکی و آهنگهای ترکی هستند، ولی هیچ ترکی نمیدونه ایران کجاست و زبان فارسی چیه.
اکثر خونههای آنتالیا شبیه به هم ساخته شدند. انگار یه معمار بیشتر ندارند! کنترات دادند یه نفری همه خونهها رو بسازه. اون هم با بدترین کیفیت ممکن. صد رحمت به مسکن مهر.
طبیعت شهر هم خشک و بی آب و علفه. فقط ساختمون ساختند. به زور فضای سبز پیدا میشه که اغلب با زباله و نخاله انباشته است. برای لذت از طبیعت باید بری خارج از شهر. یکی دو جا آبشار و رودخانه پیدا میشه که البته همزمان با اذان مغرب بسته میشه و اگر ماشین نداشته باشی، هیچ وسیله نقلیه ای تو رو به شهر برنمیگردونه. وقتی هم که تعطیل میشه همه مسئولین پارک جنگلی تشریف می برند منزل استراحت. یعنی پرنده پر نمیزنه.
حاشیه آنتالیا پر از زمینهای زراعی و گلخانه برای کشت صیفی جاته. البته نه مدرن. بلکه سنتی و داغون. عمده درآمد شهر از همین کشاورزی و توریسم تامین میشه.
مردم فقیری داره و همچنان مثل روستایی ها لباس می پوشند و رفتار میکنند. منظورم تقبیح روستا نیست. منظورم مدرن و امروزی نبودن آنتالیاست.
فرهنگ رانندگی شون دست کمی از ایران نداره. فقط اونجا تعداد ماشینها کمتره. برای همین مشکلاتش هم کمتره.
با اینکه وسعت آنتالیا دو برابر تهرانه و جمعیتش یک دهم تهران، با اینحال در مرکز شهر ترافیک زیاده و جای پارک پیدا نمیشه. جمعیت هم توی هم می لولند. هوای آنتالیا هم چندان پاک و مطهر نیست.
مال و مجتمع های تجاریش هم خیلی کم و کوچیک هستند. آپشن برای خرید خیلی کمه. من به زحمت تونستم یه تی شرت مناسب تهیه کنم. یه سری برندهای در پیتی هم هست که برای پیدا کردنش باید کفش آهنی بپوشی.
آثار تاریخی خاصی هم نداره. یه کاله ایچی داره که چندان هم دیدنی نیست.
ساحل آنتالیا شنهای درشتی داره. کف دریا هم سنگیه و به شدت عمیق. فقط چند متر میتونی از ساحل دور شی. آب شور مدیترانه، یه حال اساسی به چشم و بینی و گلوی مبارکتون میده که دو روز طول میکشه تا به حالت اولیه برگرده. یه بخشی هم ساحل صخره ای داره. آبش تمیزه ولی کف دریا پر از صخره های تیزه که ممکنه اعضای شریف بدن رو خراش بده.
باری... از مشخصات برجسته یک کشور عقب مونده، بی تفاوتی مردم و حاکمیت نسبت به کشوره. یعنی هیچکس حاضر نیست یک قدم برای بهبود شرایط کشورش برداره. این بی تفاوتی در ترکیه هم کاملا احساس میشه. اگر هم می بینید بعضی از جاهای ترکیه زیباست، صرفا بخاطر جلب توریست و درآمده. چون ترکیه نه صنعتی داره نه ذخایر زیرزمینی. برای همین مجبوره با نمایش زیبایی های اندکی که داره، توریست و سرمایهگذار به کشورش جلب کنه تا از گشنگی نمیره.
چه بسیار ایرانی های عزیزی که اسیر زرق و برق کاذب آنتالیا میشن و سرمایه شون رو از ایران به کشوری عقب مونده تر منتقل میکنند.
لطفا قبل از مهاجرت، سری به شهر مورد نظرتون بزنید و غیر از مناطق توریستی با چشمانی باز و بدون خودفریبی در سطح شهر قدم بزنید.
به قول شاعر شیرین عقل ناخوش احوال، شیخ مچل، سعدی شیرهای:
راه است و چاه و دیده بینا و آفتاب
تا آدمی نگه کند پیش پای خویش
چندین چراغ دارد و بیراهه می رود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
برچسب:
نویسنده: ماهان نیکنام