محمد گلریز رو همه میشناسند؛ مشهورترین خواننده سرودهای حماسی. مردی که هنوز هم صداش برام یادآور خاطرات پر اضطراب بمباران تهرونه. صبح ششم اردیبهشت برای گپ و گفتی نیمه رسمی در منزل ایشون، راهی جردن شدم. مثل همیشه با ظاهری آراسته و روی باز، به استقبالم اومد. گفت و گوی ما سه ساعت و نیم طول کشید. گلریز ریز به ریز یکریز درباره گذشته ها گفت. بعد یه زونکن بهم نشون که حاوی تکست اصلی تمام سرودهایی بود که توی رادیو خونده بود. از تمام آهنگهایی که اجرا کرده بود هم یه نسخه آرشیو داشت. موقع خداحافظی یه سی دی از آهنگهای معروفش رو پشت نویسی و امضا و اهدا کرد.
خلاصه... کاری نداریم... در این خانواده سه برادر با سه نام و شهرت مختلف وجود داره؛ محمد گلریز، اکبر گلپا و حسن گلپایگانی! هر سه هم خواننده سنتی هستند. اکبر رو که همه دنیا می شناسند. اما کمتر کسی نام حسن گلپایگانی به گوشش خورده. از گلریز درباره حسن پرسیدم؛ برادر سومی که نامش در پسِ آوازه اکبر و محمد پنهان مانده. کسی که 720 گوشه از ردیف های آوازی رو اجرا و ضبط کرده ولی فقط هزار نسخه ازش منتشر شده. این مجموعه ارزشمند سالهاست که مغفول و مهجور در گوشه ای از آرشیو موسیقی کشور خاک میخوره. هیچکدوم از نهادهای فرهنگی هم حاضر نیستند قدمی برای بازنشر و توزیع این گنجینه بردارند. موسیقی هم مثل هر مقوله دیگری تو این مملکت، فقط به شکل ابزاری برای کسب منفعت صاحبان بنگاه های اقتصادی درآمده. بوی الرحمان موسیقی سنتی ایران به مشام می رسد...